الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

627

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

روزى و ثروت محروم است زيرا اين دو با هم هيچ‌گاه جمع نمىشوند . هرگاه شنيدى كه فقيرى خواست آب گوارايى از چشمه‌اى بنوشد و چشمه خشك شد ، تو باور كن ! يا اگر شنيدى چوب خشكى در دست ثروتمند و خوش‌اقبالى برگ روياند و گلى در آن شكفت پس حتما آن را حقيقت بدان . 1517 - ظهور و ركود معتزله از « صفدى » منقول است : تا عهد هارون الرشيد و ظهور « شافعى » و « بشر مريسى » مذهب اعتزال رفته رفته ظهور مىكرد . « بشر مريسى » ، كشف خلق و قدم قرآن را از « شافعى » سؤال كرده ، گفت : مخلوق . شافعى را غرض اين بوده كه خود مخلوق است . بدين جواب مبهم كه به عقيدهء وى دال بر صحّت بود ، به استخلاص خود پرداخت . چون شافعى را مشخص بود كه در مباحثهء خلق و قديم قرآن فتنهء شديدى ظهور مىكند ، از بغداد به جانب مصر گريزان گرديد . هارون نيز در ايّام خلافت از خلق و قدم آن متشكّى بوده ، بعد از وى ، مأمون بر مسند خلافت نشست . به دعوت مردم بر خلق قرآن ساعى و جاهد بوده ، « احمد بن حنبل » را به حضور احضار نمود . احمد هم ساز و برگ سفر را آماده كرده ، عازم حضور مأمون بود كه در عرض راه خبر فوت وى رسيده ، او را تا نوبت خلافت معتصم در رقه محبوس نگه داشتند . پس احمد را به بغداد آورده ، معتصم مجلس مناظره را با امين امم كه « عبد الرحمن بن اسحاق » ، « قاضى احمد بن داود » و غير ايشان از حاضرين مجلس بودند ، آراسته تا روز مجلس ، مناظره امتداد يافته ، بعد از سه روز كه احمد بر خلق قرآن قايل نشد ، بر خاطر معتصم گران آمده ، حكم به زجر و حبس احمد نموده ، وى را مدّت بيست و هشت ماه محبوس ساخت . در آن مدّت باز اداى جمعه را به قضا نينداخت تا فوت معتصم و نوبت خلافت الواثق باللّه به دستور وعظ و فتوى بر خلايق مىخواند . واثق باللّه به خلاف معتصم به تقرير احمد بن حنبل پرداخته ، وى را گفت : از اين به بعد كسى را پيش خود مخوان و در اين مكان بار توقّف مگشا ! احمد نيز گوشه گرفته ، از چشم مردم مخفى گشته تا عهد خلافت متوكّل باللّه در كنج انزوا به سر برد . بعد از آن ، متوكّل احمد را احضار و نوازش بىشمار نموده و مالى بسيار بخشيد كه وى آن را نپذيرفت و انفاقش كرد . نيز براى اهل و اولاد او ، چهار هزار ماهانه قرار داد كه تا زمان مرگ متوكّل داده مىشد . در روزگار متوكل امّا سنّت آشكار شد و به رفع محنت از مردم به تمام آفاق نامه بنوشتند كه محنت